تبليغاتX
.

:. میلاد امام حسین (ع) مبارک باد :.

 

ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین
و پاکباز پهنه‌ی نَردِ بلا، حسین
گر خونبهای توست خدا، نی عجب از آنك

باشد رَهین خون تو، دین خدا حسین

پا هر كجا نهی مَلك آید ز پی، مگر

خاك رهت به دیده كند توتیا حسین

بیگانه كردی‌اش ز جهان و جهانیان

هر دل كه گشت، با تو دَمی آشنا حسین

الحق رواست فخر فروشد، به خسروان

هر كس بر آستان تو گردد گدا، حسین

عشقت عجین شده است در آب و گل وجود

بر لوح سینه‌ها شده منقوش، «یا حسین»

گر جلوه‌ای به محفل بی روح ما كنی

جان می‌دهیم در عوضِ رو نما حسین

جاوید باد یاد تو در دل كه جز تو نیست

فرمانروای مملكت قلبها حسین


20 قطعه مولودی به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

نوشته شده توسط ع.م در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 20:21

-::- حلول ماه رجب و تولد امام باقر (ع) مبارک باد -::-

  در شب هاي استجابت اين ماه ما رو هم از دعاي خيرتون بي بهره نگذاريد .

حلول ماه رجب مبارك باد

در فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب

( همراه با فايل هاي صوتي ادعيه آورده شده )

ميلاد امام باقر (ع) مبارك

نوشته شده توسط ع.م در پنجشنبه 13 تیر1387 و ساعت 22:37

.: فدک / قسمت دوم : فتح فدك بدست شخص پيامبر و اميرالمؤمنين :.

 پس از فتح خيبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جبرئيل نازل شد و از جانب خداوند دستور فتح فدك را آورد. در اين فرمان تصريح شده بود كه اين اقدام مى‏بايست توسط شخص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه‏السلام انجام شود، و مسلمانان در آن شركت نكنند. آن دو بزرگوار، اسلحه‏ى لازم را برداشتند و اسبهاى خود را آماده كردند و در تاريكى شب از لشكر جدا شدند و از خيبر حركت كردند تا به سرزمين فدك رسيدند و كنار قلعه‏ى آن آمدند. فتح يك قلعه توسط دو نفر كارى بود استثنايى و مى‏بايست حساب شده انجام شود، و پشتيبانى خداوند كه هميشه بدرقه‏ى راه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود مسير ماجرا را به سوى پيروزى پيش مى‏برد. مردم فدك كه پيگير اخبار فتح خيبر بودند و روز قبل خبر فتح آن قلعه‏ى عظيم را دريافته بودند، از وحشت به قلعه پناه برده و درهاى آن را محكم بسته بودند و شبى سراسر اضطراب را مى‏گذراندند. در چنين شرايطى كه بر داخل قلعه حكمفرما بود، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه‏السلام به پاى قلعه رسيدند و بصورت عادى هيچ راهى براى نفوذ به قلعه وجود نداشت. از سوى ديگر نبايد افراد داخل قلعه وجود كسى را بيرون قلعه احساس مى‏كردند. تصميم بر آن شد كه مخفيانه از ديوار قلعه بالا روند و بر فراز آن با صداى بلند اذان بگويند. در اين صورت اهل قلعه خود را در محاصره ديده و قلعه را فتح شده خواهند پنداشت. آنگاه است كه تصميم بر فرار مى‏گيرند و براحتى مى‏توان اقدامى بزرگ را به انجام رساند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام بر كتف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله قرار گرفت و سپس حضرت برخاست و او را با خود بلند كرد، و با معجزه‏ى الهى اميرالمؤمنين عليه‏السلام از ديوار قلعه‏ى فدك بالا رفت. آنگاه كه بر فراز ديوار قرار گرفت، رو به اهل قلعه اذان گفت و صداى تكبير بلند نمود. مردم قلعه‏ى فدك كه گمان مى‏كردند سربازان مسلمان بر فراز قلعه هستند، فرار كنان رو بسوى درب قلعه نهادند و آنرا باز كردند و از آن خارج شدند تا در زمينهاى بيرون قلعه پراكنده شوند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام از ديوار قلعه پايين آمد و با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه بيرون قلعه منتظر بود در مقابل آنان قرار گرفتند و با آنان درگير شدند و هيجده نفر از بزرگان آنان بدست اميرالمؤمنين عليه‏السلام به قتل رسيدند و در نتيجه بقيه تسليم شدند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خود و فرزندان آنان را اسير نمود و غنائم را همراه آنان به مدينه آورد.

  لم يوجد هامشاَ.

ادامه دارد ...

منبع : yazahra.net

نوشته شده توسط ع.م در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 16:18

.: فدک / قسمت اول : پيشينه‏ى تاريخى و موقعيت جغرافيايى فدك .:

در زمان حضرت موسى عليه‏السلام مردى عابد و زاهد و متقى و دانشمند از خصصين آنحضرت بود و به او زاهد «ذرخا» مى‏گفتند. او صفات و فضائل حضرت محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را از او مى‏شنيد، و در دعا و اورادش آنحضرت را ياد مى‏كرد.
چون موسى عليه‏السلام از دنيا رفت آن مرد زاهد عبادت و رياضت خود را بيشتر كرد. او دائم به صحرا و بيابان مى‏رفت و خدا را عبادت مى‏كرد، تا به يك وادى بين مدينه و مصر رسيد كه آنجا را «مدائن الحكماء» مى‏گفتند و شتران حكماى مدينه در آنجا چرا مى‏كردند، و آن وادى نزديك مدينه بود و آب و درختى نداشت.
چون ذرخا به آنجا رسيد خوشش آمد و در همانجا به عبادت مشغول شد و معبدى بنا نمود و چاه آبى كند و پيوسته به مقالات موسى عليه‏السلام و تلاوت تورات و مدح و صفات محمد صلى اللَّه عليه و آله و مهر و محبت على عليه‏السلام كه در تورات مى‏خواند مشغول بود و علم هشت افلاك و رمل دانيال نبى را نيكو مى‏دانست. گاهى در اسطرلاب نظر مى‏داد و حكم مى‏كرد. در آن مكان از اعجاز محمد و على صلوات‏اللَّه‏عليهما و حرمت ذرخاء عابد چشمه‏ى پر آبى پديدار شد، و او آن را حفر كرد تا آب آن زياد شد. در آنجا زرع و آبادانى بنا نهاد، و عمارت ساخت و آبادى هر روز زيادتر مى‏شد تا آنكه از طرف زاهدان و عابدان و قبايل و عشاير روى به وى نهادند و در آنجا باغها و بستانها ساختند، و خانه‏ها و عمارتها بنياد كردند، و در اندك زمانى هشت قريه‏ى آباد شد و مردم از هر سو مى‏آمدند و همچنان اضافه مى‏شدند.
عمر زاهد به پايان رسيد در حالى كه فرزند و فرزند زادگان وى بسيار شده بودند. هنگام مرگ دستور داد تا صندوقچه‏اى از فولاد و قفل بى‏كليد و لوحى از طلا ساختند و با دست خويش وصيت نامه‏اى در آن لوح نوشت و آن را در آن صندوق نهاد و قفل بر او زد.
بعد به فرزندان خود وصيت كرد كه هزار و پانصد و پنجاه سال بعد از من پيامبرى پيدا مى‏شود كه نام وى محمد است و وصى و خليفه‏ى او پسر عموى اوست كه على نام دارد و داماد او است كه در تورات او را «ايليا» گويند كه شجاعى همچون او از آدم تا آخر دنيا پيدا نشود و بعد از محمد پيامبرى نباشد و بعد از على نيز وصى نباشد مگر از اولاد او. چون آنان پيدا شوند از قوم من يكى بر ايشان ايمان آورد و آنان را در خانه‏ى خود به مهمانى مى‏برد و در آن مهمانى از على معجزه‏اى ظاهر مى‏شود.
آن معجزه اين است كه انگشتر محمد در آن مجلس از انگشت وى به چاهى مى‏افتد و على آن را بدون آنكه به چاه رود بيرون مى‏آورد و همين صندوق را نيز از شما طلب كند. فورا صندوق را نزد وى بريد كه كليد اين صندوق انگشت مبارك اوست كه با انگشت خويشش آن را مى‏گشايد. وقتى شما اين معجزه را از وصى پيامبر عربى ببينيد همه بر دين وى درآييد كه اگر خلاف كنيد كافر از دين موسى مرده‏ايد و اين هشت قريه كه در تصرف داريد تسليم وى كنيد كه من آنها را فداى وى كرده‏ام.
اين را گفت و جان بحق تسليم كرد. آنان منتظر پيامبر آخرالزمان بودند تا آنكه يكهزار و پانصد و پنجاه سال از فوت ذرخا گذشت و آن بزرگوار عالم را به نور وجود خود منور گردانيد و آوازه‏ى معجزه او هر روز بلندتر گشت و كارش قوى‏تر شد تا آنكه مكه را در دست مشركان مكه گذاشت و به مدينه هجرت كرد.
روزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با اصحاب خود از در خانه‏ى نواده‏ى بزرگ ذرخا عبور نمود. تا جمال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله را ديد پرسيد: اين مرد چه كسى است؟ به او گفتند: واى بر تو! او را نمى‏شناسى؟ او پيامبر آخرالزمان است. چون پسر نام حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله را شنيد و دانست كه او نبى آخرالزمان است نعره‏اى زد و افتاد و بيهوش شد.
آنحضرت را از حال آن مرد با خبر نمودند. حضرت بازگشت و بر بالين او آمد. جوانى را ديد كه نور ايمان بر چهره‏اش نمايان بود. سر او را از زمين برداشت و بر زانوى مبارك خود نهاد و در آنجا نشست. چون قوم آن جوان اين خلق را ديدند جملگى از دل محب حضرت شدند و زارى كنان بر سر آن جوان و بر گرد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جمع شدند. چون آن جوان بهوش آمد و چشم باز كرد سر خود را كنار آنحضرت ديد و شهادت بر توحيد و نبوت و امامت على عليه‏السلام را بر زبان جارى كرد و مادر و پدرش اين قضيه را شنيدند و چيزى نگفتند.
پس برخاست و دست و پاى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه‏السلام را بوسيد و با ياران ايشان مصافحه كرد و به خانه‏ى خويش رفت و هر چند پدر و مادرش او را دلالت كردند كه دست از اسلام بردارد سودى نبخشيد و او هر روز بخدمت حضرت مى‏رسيد. روزى به آنحضرت عرض كرد: يا رسول‏اللَّه، تمنا دارم دعا كنى كه پدر و مادرم اسلام را قبول نمايند. فرمود: من ايشان را بطلبم و اسلام را بر ايشان عرضه كنم. عرض كرد: يا رسول‏اللَّه، ايشان با شما عداوت دارند نه بنزد شما مى‏آيند و نه اسلام را قبول مى‏كنند. اگر اجازه دهى من مهمانى برپا كنم و شما را بطلبم. چون تشريف بياوريد شايد از بركت قدوم شما و از اثر ديدار شما نور ايمان در دل آنها اثر كند.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله قبول نمود. آن جوان به خانه رفت و اسباب مهمانى مهيا نمود و آنگاه سراغ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد. آنحضرت برخاست و با اميرالمؤمنين عليه‏السلام و جماعتى از خاصان صحابه به خانه‏ى آن جوان به مهمانى رفتند و ديدند درون خانه گنجايش آن جماعت را ندارد.
چهار طاقنما در ميان باغ بود و حوضى در ميان آنها بود و در ميان آنها و حوض چاه آبى بود كه ذرخاى عابد كنده بود. آنان را به آنجا برد و انواع نعمتها را در آن مجلس حاضر ساخت و قوم ذرخاى عابد هم دست ادب بر سينه گذاشتند و بر خدمت ايستادند.
وقتى از خوردن غذا فارغ شدند كاغذى نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آوردند تا مهر نمايد. پس خاتم را بيرون آورد تا به آن كاغذ بزند. ناگاه خاتم از دست آنحضرت در چاه افتاد.
آنان با ديدن اين منظره متحير شدند و اولاد ذرخاء زاهد كه حاضر بودند وصيت جد خود را به ياد آوردند.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اميرالمؤمنين عليه‏السلام را طلب كرد و فرمود: يا على، اين خاتم را از چاه بيرون آور كه حلال مشكلات تو هستى.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام كنار آن چاه آمد و گفت: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» و سوره فاتحه را خواند. آب چاه جوشيد و بالا آمد و ديدند انگشتر بر كف آب مى‏آيد. چون بالا آمد اميرالمؤمنين عليه‏السلام دست مبارك برد و انگشتر را از روى آب برداشت و بوسيد و به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله داد و قوم ذرخاى عابد چون اين معجزه را از اميرالمؤمنين عليه‏السلام ديدند وصيت جد خود را به ياد آوردند و در اين گفتگو بودند و منتظر آن بودند كه صندوق را هم بطلبد تا بياورند.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام رو به قوم ذرخاى زاهد كرد و فرمود: امانتى كه جد بزرگ شما جهت ما گذاشته و وصيت كرده كه تسليم ما كنيد بياوريد. اين سخن را از اميرالمؤمنين عليه‏السلام شنيدند و رفتند و صندوق را آوردند و تسليم آنحضرت نمودند و زمين ادب بوسيدند.
حضرت نظر كرد و صندوقى از فولاد ديد كه بسيار لطيف ساخته شده بود و قفل محكمى بر او زده شده بود و كليد نداشت.
حضرت صندوق را تماشا كرد و نزد اميرالمؤمنين عليه‏السلام گذاشت و فرمود: در صندوق را نيز تو باز كن و اين معجزه را باز بنما و اين را نيز تو آشكار كن. پس على عليه‏السلام دست مبارك را به دعا برداشت و چيزى خواند و سر انگشت بر آن قفل بسته زد. به قدرت حق تعالى و به ولايت اميرالمؤمنين عليه‏السلام آن قفل صدايى كرد و باز شد.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام نظر كرد و لوحى ديد از طلا و خطى كه بر آن لوح با نقره‏ى سفيد به خط عبرانى نوشته است. آن لوح را برداشت و به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله داد.
آنحضرت نگاه كرد و دوباره به آن حضرت بازگرداند و فرمود: يا على، اين لوح را نيز تو بخوان. على عليه‏السلام در لوح نظر كرد و مطلب مزبور را به خط ذرخاى زاهد در آن لوح نوشته و مهر كرده ديد.
او گفته بود كه بعد از هزار و پانصد و پنجاه سال، محمد صلى اللَّه عليه و آله پيامبر آخرالزمان ظاهر مى‏شود و على بن ابى‏طالب ابن‏عم و داماد و وصى وى است. يكى از ذريّه‏ى من به وى ايمان مى‏آورد و او آنها را به مهمانى مى‏برد، و انگشتر از انگشت محمد صلى اللَّه عليه و آله بيرون مى‏آيد و در چاه مى‏افتد و داماد و وصى وى آن را از چاه بيرون مى‏آورد بى‏آنكه به چاه رود. سپس اين صندوق را از شما مى‏طلبد. آن را نزد او ببريد و همگى اسلام را بپذيريد و اقرار به حقيقت وى نمائيد كه دين او ناسخ همه‏ى اديان است، و اين هشت قريه را تسليم وى كنيد كه حق او است، و بر شما و بر جميع مردم بجز اهل‏بيت او حرام است. اگر وصيت مرا عمل نكنيد خداوند خصم شما باد و آنحضرت نيز خصم شما باشد و اين روستاها و آباديهاى من فداى وصى محمد صلى اللَّه عليه و آله و اهل‏بيت اوست.
وقتى آن قوم اين خط و وصيت جد خويش را ديدند و شنيدند همگى اسلام آوردند و هشت قريه را فداى اميرالمؤمنين عليه‏السلام كردند و آنجا را «فداك» نام نهادند، يعنى «فداى تو». آنگاه اميرالمؤمنين عليه‏السلام آنها را فداى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نمود.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم آنها را به فرزند خود فاطمه عليهاالسلام داد و فاطمه عليهاالسلام نيز تسليم على عليه‏السلام كرد. پس فدك در اصل «فداك» با الف بوده كه از كثرت استعمال الف آن ساقط شده است. (1)
بعضى گفته‏اند: علت تسميه‏ى آن به فدك به خاطر آن است كه بيشتر محصول آن پنبه است و لفظ «فدك» به معناى از هم باز شدن و پراكنده شدن و حلاجى پنبه است. بعضى هم گفته‏اند به نام «فدك بن هام» اول كسى است كه در فدك سكونت داشته است.

  1ـ خزينة الجواهر شيخ على اكبر نهاوندى از زبده الاقارن.

ادامه دارد .....

منبع : yazahra.net

نوشته شده توسط ع.م در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 15:48

.: نمایشگاه یاس منتظر :.

کانون فرهنگی دانشجویی رحل یار برگزار می کند :

چهارمین نمایشگاه یاس منتظر با محوریت مهدویت ، حضرت زهرا (س) و زن

نمایشگاه فاطمیه

 

نوشته شده توسط ع.م در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 و ساعت 17:14

:: نصیحت آیت الله بهجت ::

 

آيا به آنچه مي‌داني عمل كرده‌اي؟

 من و شما و خيلي‌ها، تا بزرگي را مي‌بينيم - نمي‌دانم، شايد از روي عادت باشد، يا شايد ...!؟- فوراً جلو مي‌رويم و مي‌گوييم : " آقا يك نصيحتي به ما بفرماييد".

همين مسأله، موضوع فرمايش حضرت آيت الله محمد تقي بهجت است كه خود، اندرزي بسيار ارزنده‌ و نصيحتي پربار است.

به اميد آنكه لااقل بر اين پند گوش فرا دهيم و به هوش آييم.

 

                           بسم الله الرحمن الرحيم

... آقاياني که طالب مواعظ هستند، از ايشان سوال مي‌شود:

آيا به مواعظي که تا حال شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد يا نه؟

آيا مي‌‌دانيد که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم مي‌فرمايد؟

آيا اگر به معلومات [و آنچه مي‌داند] عمل ننمايد، توقع زياد شدن معلومات شايسته هست؟

آيا بايد دعوت به حقّ از طريق لسان باشد؟

آيا [معصومين] نفرموده‌اند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنماييد" ؟

آيا جواب اين سوال‌ها از قرآن کريم "وَ الّذينَ جَاهَدوا فِينَا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا" آنان كه در راه ما تلاش كنند به راه‌هاي خويش هدايتشان مي‌كنيم.

و از کلام معصوم علهيم ‌السلام: «مَن عَملَ بِما عَلِمَ وَرَثَهُ اللهُ عِلمَ مَا لََم يَعلَم» هركس بدان‌چه مي‌داند عمل كند خدا علم آنچه كه نمي‌داند را روزيش مي‌كند

و «مَن عَملَ بِما عَلِمَ، کَفَي مَا لَم يَعلَم» هر كس به آنچه مي‌داند عمل كند، همين از آنچه نمي داند كفايتش مي‌كند. [روشن نمي‌شود؟]

خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را مي‌دانيم زير پا نگذاريم، و در آنچه نمي‌دانيم توقّف و احتياط نماييم تا [در آينده برايمان] معلوم شود.

از آنهايي نباشيم که گفته‌اند:

                    پي مصلحت مجلس آراستند                         نشستند و گفتند و برخاستند

 

وَ مَا تَوفيقي اِلَّا بِاللهِ، [عليه] تَوَکّلتُ وَ اِلَيهِ اُنِيب، و السّلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته.

 

مشهد مقدس

يکشنبه 21/5/1375هـ ش

مطا‌بق با ربيع‌الاول 1417هـ ق

نوشته شده توسط ع.م در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 0:8

:: نی نامه ::

                                        

            

            خوشا از دل نم اشکي فشاندن
به آبي آتش دل را نشاندن

 خوشا زان عشقبازان ياد کردن
زبان را زخمه فرياد کردن

خوشا از ني، خوشا از سر سرودن
خوشا ني نامه اي ديگر سرودن

 نواي ني نوايي آتشين است
بگو از سر بگيرد، دلنشين است

نواي ني، نواي بي نوايي است
هواي ناله هايش، نينوايي است

 نواي ني دواي هر دل تنگ
شفاي خواب گل، بيماري سنگ

 

قلم، تصوير جانگاهي است از دل
علم، تمثيل کوتاهي است از ني

خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط ني رقم زد

 دل ني ناله ها دارد از آن روز
از آن روز است ني را ناله پر سوز

چه رفت آن روز در انديشه ني
که اينسان شد پريشان بيشه ني؟

 سري سرمست شور و بي قراري
چو مجنون در هواي ني سواري

پر از عشق نيستان سينه او
غم غربت، غم ديرينه او

غم ني بند بند پيکر اوست
هواي آن نيستان در سر اوست

 دلش را با غريبي، آشنايي است
به هم اعضاي او وصل از جدايي است

 

سرش بر ني، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گرديد، گه دال

 

ره ني پيچ و خم بسيار دارد
نوايش زير و بم بسيار دارد

 

سري بر نيزه اي منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل

 

چگونه پا ز گل بر دارد اشتر
که با خود باري از سر دارد اشتر؟

 

گران باري به محمل بود بر ني
نه از سر، باري از دل بود بر ني

 

چو از جان پيش پاي عشق سر داد
سرش بر ني، نواي عشق سر داد

به روي نيزه و شيرين زباني!
عجب نبود ز ني شکر فشاني

 اگر ني پرده اي ديگر بخواند
نيستان را به آتش ميکشاند

 

سزد گر چشم ها در خون نشيند
چو دريا را به روي نيزه بيند

شگفتا بي سر و ساماني عشق!
به روي نيزه سرگرداني عشق!

 ز دست عشق عالم در هياهوست
تمام فتنه ها زير سر اوست

         

                                                               « قیصر امین پور»

 

نوشته شده توسط ع.م در شنبه 13 بهمن1386 و ساعت 14:9

:: تحریف در مذهب غنی تشیع ::

 

شیعیان بیدار شوید ...

نگاهي به تاريخچه، مباني فقهي و بازتاب‏هاي قمه‏زني در افکار عمومي و رسانه‏هاي بين‏المللي

تهيه و تنظيم:‏ واحد پژوهش دفتر فرهنگي فخرالأئمه (عليهم‏السلام) - قم‏المقدسه

 

مقدمه

اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جَرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّه وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ.‏

امام حسن عسگري (عليه‏السلام) فرمود:‏ از خدا بپرهيزيد و زينت ما باشيد؛ نه مايه ننگ ما.‏ با رفتار خود همه محبت‏ها را به سوي ما جلب کنيد و [با رفتار مناسب خود] هر [نسبت] ناروايي را از ما دور کنيد.‏  بحارالأنوار، ج 75، ص 372

آنچه ائمه هدي(عليهم‏السلام) از محبين و شيعيان خود انتظار دارند، هدايت همه ارادت‏ها و دوستي‏ها به سوي آنها و دفع هر قبيحي از ساحت قدسي آن انوار تابناک الهي است.‏

ارادت قلبي و ابراز احساسات خالصانه دوستداران اهل‏بيت (عليهم‏السلام) به محضر آن بزرگواران در طول قرون و اعصار، موجب شده جهانيان رفتار و منش ما را وسيله شناخت بزرگان دينمان بدانند.‏ از اين‏ روست که دشمنان مکتب اهل بيت نيز مترصد به دست آوردن نمونه‏هايي از رفتارهاي ما هستند که بتوانند با عرضه آن به افکار عمومي دنيا، نفرت و انزجار عمومي را بر ضد الگوهاي ديني ما(عليهم صلوات‏الله) برانگيزند.‏ لذاست که مي بينيم اکثر پايگاه‏هاي اينترنتي و شبکه‏هاي تبليغاتي استکباري از تصاوير شيعياني که با رفتارهايي مثل قمه‏زني، چهار دست و پا رفتن و.‏.‏.‏ قصد عرض ارادت به امام حسين(عليه‏السلام) را داشته اند، سوءاستفاده و شيعيان را انسان‏هايي متوحش، غيرمنطقي و خشونت‏طلب معرفي کنند و جنايات خود را در کشورهاي شيعي تلاش براي کنترل و نظم‏بخشي جامعه‏اي غيرمتمدن و بدوي نشان مي‏دهند.‏

از سوي ديگر، سايت‏هاي تبليغي مسيحيت و وهابيت با ارائه اين تصاوير، ذهن مخاطب را از فرصت فکر کردن به پذيرش مذهب متعالي و مترقي تشيع دور نگه مي‏دارند.‏

اين مجموعه، ثمره تلاشي است براي شناخت تاريخچه، سير تطورات و زمينه‏هاي موضع‏گيري فقهي و اجتماعي علما در مورد قمه‏زني و در آخر ارائه نمونه‏هايي از سوءاستفاده دشمنان تشيع از آن.‏

اميد که بصيرت ديني عزاداران حسيني و ارادتمندان آستان نوراني ائمه هدي(عليهم‏السلام) موجب جلب رضاي صاحب عزاي واقعي، حضرت ولي‏عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و زمينه‏ساز ظهور حضرتش گردد.‏

قمه زنی

                 برای مشاهده تمام تصاویر به وبلاگ " دفاع از حریم تشیع " مراجعه کنید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ع.م در چهارشنبه 10 بهمن1386 و ساعت 9:26

باز این چه شورش است ...

                                                                                                                                         

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین


 

نوشته شده توسط ع.م در چهارشنبه 19 دی1386 و ساعت 23:48

.: عید ولایت مبارک :.

 

                              

 

      

 

                  مطالب مربوط به واقعه غدیر به طور دسته بندی شده

 

نوشته شده توسط ع.م در شنبه 8 دی1386 و ساعت 9:0

: درباره وبلاگ :

اين وبلاگ متعلق است به كانون فرهنگي دانشجويي " رحل يار "

هدف اصلی لین کانون ترویج فرهنگ اهل بیت و بهره گیری از آن برای پاسخگویی به نیازهای جوانان است .
و اما مهمترين بخش فعاليت كانون ، تقديم تمام تلاش ها و فعاليت ها به ساحت مقدس فرزند مظلوم فاطمه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي باشد . به اميد آنكه گام هاي كوچكمان راهي به سوي تعجيل در فرج ايشان باشد .

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

: آرشیو موضوعی :

طرح سوال درباره اهل بیت
پژوهش ها
فعالیت ها
عضو گیری
درباره کانون
اخبار

: پيوندها :

مسجد جمكران
مكتب المهدي
مسیحا نفس
دفاع از حریم تشیع

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: